كودكي
اي كاش
نمیرسید م هرگز به کوچه های بلوغ
غرق میشدم کودکانه در هوای جام بلور
به جستجو
در نگاهت به قایم باشک بازی
میگریزم هر روز
اززمان حال ساده
که فردا به استمرار
همیشه میشود دیراست
حا لا که هستم کنار تو ...
بگیردست من بی گلایه
بی تقاضا بی نیاز
بی هر کلام
بی تکرار
هاي .. هاي
بی وفا شدی مدید مدتی است
مهمان تومنم
همان همدم
به شبهاي تاریک
غربتم
هراز گاه در خيال
کمی به رویا
به دیدن گل، باران
به دیدن پرواز یک قناری شادم كن
ولی چه سود
هر چه نزدیک ميشوم به تو دور ي
|
+| نوشته شده توسط
آرمان تیمور در یکشنبه سوم بهمن 1389
|